و بعدش همه جا تاریک شد

یک پست بعد از خداحافظی. صرفا جهت خاموش کردن چراغ‌ها.

قبل از خاموشی مطلق بگم چرا دارم همه چیو تموم می‌کنم. دفتر زندگی برگ خورده. مهم‌ترین چیز اینکه گفت می‌دونم کیه.

و چراغ‌ها خاموش شد.

تمام.

  • dabs
  • سه شنبه ۲۸ فروردين ۹۷

737

من از اینجا میرم

و تو دیگه نمیتونی پیدام کنی

خدافظ

  • dabs
  • سه شنبه ۲۱ فروردين ۹۷

۷۳۶

شروع شد. اولین قربانی تئاتر. فیزیک

  • dabs
  • سه شنبه ۲۱ فروردين ۹۷

۷۳۵

اسکار دوست داشتنی لحظه هم می‌رسه به اون لحظه که ساندویچ بزرگتر رو داد به من :)

قشنگ ترین لحظه هم اون بود که نگار از دور دیدمون و گفت شما خیلی بهم میاین

  • dabs
  • يكشنبه ۱۹ فروردين ۹۷

۷۳۴

فیلم برداری واسه جشنواره تموم شد.

ولی هنوز اجرای دانشگاه مونده. 

رقص کاغذپاره‌ها هنوز ادامه داره...

  • dabs
  • يكشنبه ۱۹ فروردين ۹۷

722

دیروز واقعا حالم خوب بود. مهدی اخر شب به من و صالح گفت بچه ها مرسی که هستین و حالمونو خوب میکنین خیلی دوستون دارم. از اجرام تعریف کرد. وقتی اجرا کردیم واسمون دست زد. مهدی که این تعریفا رو بکنه ینی ما دیگه جک نیکلسون صنعتی ایم :)) دیروز سر ناهار داشت از رومینا و اتفاقاتی که ترم یک بینشون افتاده بود میگفت. همه توی سالن خرازی نشسته بودیم. مهدی گفت اقا نشستیم تو ون به سمت دانشگاه یهو دیدم این دست منو گرفت. و هم زمان با حرفش ازادی اومد تو :)) در عرض سه ثانیه هر چی پخش کرده بودیم رو جمع کردیم. غذاها، لباسا، لپ تاپا و اسپیکرا، پروژکتور، وسایل صحنه همه چی خلاصه.

مهم ترین اتفاق اینکه دیروز البوم علیرضا اومد بیرون :) خیلی خوشحال بودم که بالاخره یه حرکت بزرگ انجام داده. قرار شد بیاد تو تشییع جنازه ی مهدی هم با ایرانپور ساز بزنن :)) در حالی که سجاد چته و داره روح مهدی رو میبینه و میگه مهدی دستمو بگیر دستمو بگیییییر.

یه قسمتایی از دیروز هم بود که رویا و بهزاد و لیلی و مهیار به عنوان دو زوجی که توی دعوا گیر کرده بودن سر هم داد میکشیدن. و اون قسمتا خنده دار ترین قسمتای روز :))) یه تیکش صالح حواسش نبود به جای رویا جان گفت صبا جان و بعد در حالی که هول کرده و سعی میکرد حرفشو عوض کنه گوشیش زنگ خورد. ملیکا دوست دخترش بود. عشق عجب ارتباطی به وجود میاره واقعا :))

  • dabs
  • پنجشنبه ۱۶ فروردين ۹۷

۷۳۱

بهترین روزای زندگیم رو دارم میگذرونم...

  • dabs
  • پنجشنبه ۱۶ فروردين ۹۷

۷۳۰

به نظرم مهم‌ترین چیزی که می‌تونه تو اجرا تاثیر بذاره اینه که حرفای پارتنرت رو بشنوی نه که از حفظ فقط دیالوگ بگی.

حرفای صالح امروز خیلی روم تاثیر گذاشت. زنی که شوهرش بغض فروخورده‌ی چند ساله‌اش رو فریاد می‌کشه تو صورتش و میگه زندگیمونو دوست ندارم، همینو می‌خواستی بشنوی؟

ناهارم مهمون پویا بودیم چون گند زده بود به پلاتو :))

  • dabs
  • سه شنبه ۱۴ فروردين ۹۷

۷۲۹

به عنوان دروغ سیزده آرزوی خود را به دوستانتان نگویید، دل خودتان از حسرت واقعی شدنش میگیرد.

 

پ.ن روزی که من و فاطمه و ماجده بیایم به هم حرفای امروز منو بگیم. همون روز عید منه

  • dabs
  • دوشنبه ۱۳ فروردين ۹۷

۷۲۸

دیشب تا خود صبح بیدار بودیم دری وری می‌گفتیم :)) بعد گفت می‌خواد فضای مجازی رو رها کنه و به فضای حقیقی روی بیاوره. هی تایپ کردم بگم تو فضای حقیقی نمیشینی اینجوری با من حرف بزنی. تو دیواری. هی دستم به سند نرفت.

 

پ.ن نمیگه شاید انقدر حالم بده که نمی‌تونم راجع بهش پستی بذارم

  • dabs
  • دوشنبه ۱۳ فروردين ۹۷
کل ایرانو کل خاور میانه رو کل جهانو کل نسل انسانو بشوریم بره
محبوب ترین مطالب