۲۵ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

640

بهش گفتم نمیشه هردفعه که من با ملیکا حرف میزنم شک کنم که اون رابطه درسته یا نه. ادم باید تو زندگیش ریسک کنه. منم دیگه واسم مهم نیست به گوش منصوری برسه یا بخواد اذیت کنه یا هر گه با اسانس توت فرنگیی دیگه ای بخواد بخوره.

گفت راس میگی ولی احتیاط کن.

کل مفهوم ریسکو برد زیر سوال :))

  • dabs
  • شنبه ۳۰ دی ۹۶

639

صبح انتخاب واحد...

مثه گرگ واحد برمیداریم و مثه بز...

 

+ به علی گفتم من مدلم دوری و دوستی نیست. یکم دیگه نبینمتون حالم ازتون بهم میخوره

  • dabs
  • شنبه ۳۰ دی ۹۶

۶۳۸

بلوط با خبرای خوب برگشت:)

  • dabs
  • جمعه ۲۹ دی ۹۶

637

رسیدیم به ترم دو :)

یادت نره رسالتت رو به عنوان یک دانشجو صبا خانم

  • dabs
  • جمعه ۲۹ دی ۹۶

636

میگفت وقتی عاشق میشی طرفو با همه ی نقص های ریزش قبول میکنی.

نتیجه میگیریم من هیچ وقت عاشق نمیشم :)

تک تک این نقص های ریز ادمای اطرافم رو اعصابمه. کتاب نخوندن محمدحسین. جدی بودن و نخندیدن علی. تعارفات بیش از حد سید. و مکتوبیان...

 

+ حالا صبا جان اصراری هم نبود عاشق همینا بشی :|

دوستاتنا!

  • dabs
  • چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶

635

این پست کلی نیست که. راجع به یه نفر خاصه. شما یه دختر رو تو ذهنتون تصور کنین. بدون هیچ ویژگی ای که اونو بهتر از بقیه دخترا بکنه. حالا بهش مقدار زیادی کمبود اضافه کنین (کاملا با لحن دوستانه نوشتم اینا رو!) و یه مقدار زیادی هم ادم بریزید دورش. خب این دختره سعی میکنه کمبوداشو با دوست شدن با یه مقدار زیادی ادم جبران کنه؟ ایا هدفش سواستفادست؟ یا فقط میخواد تنها نباشه؟ چیه داستان؟

  • dabs
  • چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶

634

فقط من اینجوریم یا واقعا دیدن فیلمایی که توش برهنگی کمتری داره دلچسب تره؟

فیلم arrival رو برای بار دوم و nocturnal animals رو (برای بار اول :))) دیدم. چقدر ایمی ادمز خوبه!

حیوانات شبگرد به فیلم مورد علاقم تبدیل شد.

  • dabs
  • چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶

۶۳۳

عجیبه که یهو با یه پی‌ام می‌تونی حالمو آنقدر عوض کنی

  • dabs
  • سه شنبه ۲۶ دی ۹۶

۶۳۲

یه زمان‌هایی هست که هیچ چیزی جور درنمی‌آید

  • dabs
  • يكشنبه ۲۴ دی ۹۶

۶۳۱

آدما فک می‌کنن اون دست سردی که میاد و قلبتو می‌فشاره یه چیز بد و دردناکه. اینطوری نیست که. مثلا من واسه نیلوفر که ضعف می‌کنم قلبم یخ می‌کنه. یا وقتی دلم می‌خواد بلوط پیشم بود بغلش می‌کردم. کلا با سرما رابطه‌ی نزدیک‌تری دارم. واسه همینه که اتاقم مثه سردخونس. شایدم با مرگ رابطه‌ی صمیمی‌تری دارم. کی می‌دونه

  • dabs
  • چهارشنبه ۲۰ دی ۹۶

۶۳۰

به این فکر می‌کنم که هر سال این موقع خدا رو شکر می‌کنم که دوستای خوبی دارم و بعد همه چی به سمت توالت می‌ره یه سیفونم روش. ولی امسال تصمیم گرفتم روی روابطم کار کنم، تلاش کنم و نذارم به راحتی «اب هدر بره»

 

+ می‌دونین که سیفون کشیدن خیلی آب مصرف می‌کنه دیگه :))

  • dabs
  • دوشنبه ۱۸ دی ۹۶

629

شاید وقتش رسیده که یه بار برای همیشه به جای اینکه بخوام خودم رو توی یه موقعیت مطرح کنم، به فکر بقیه باشم و باهاشون همدلی کنم. همین.

برای مثال غصه نخورم که چرا س.م به من گفت پسرا پشتت میگن کافور! غصه بخورما، ولی نمیخواد وسط جمع بگم که. بله درسته، این یه پست انتقاد از خودمه. یا با کینگ به قول رقیه لاس نزنم :| بهش گفتم رقیه من اصلا قصدم لاس زدن نیستا! گفت ضمیر ناخوداگاهت داره اعمالتو کنترل میکنه :)) من همینجا به همه قول میدم که دیگه تحت هیچ شرایطی حرفی نزنم که باعث شه جور دیگه ای برداشت شه. دنبال مطرح کردن خودمم نخواهم بود. حداقلش اینکه کمتر خواهم بود :)

  • dabs
  • جمعه ۱۵ دی ۹۶

۶۲۸

من دیشب وقتی که امیررضا داشت محمد حسین رو اذیت می‌کرد ساکت ساکت بودم. هی می‌گفت از کی خوشت میومده. محمدم هی می‌گفت نه فلان. بعد من شروع کردم به مزه ریختن. و مطمئنم که علی می‌دونه محمد از من خوشش میاد. یا خدا اسما رو :)))

این وسط فقط فاطمه‌ی زهرا کمه

  • dabs
  • جمعه ۱۵ دی ۹۶

۶۲۷

هفت دی گفت ازت خوشم میاد. میخوام ببینم چه تاریخی میگه ازت بدم میاد

  • dabs
  • پنجشنبه ۱۴ دی ۹۶

۶۲۵

یار من، گوش کن

اومد گفت الان واقعا می‌خوام بهت توهین کنم

گفتم یعنی چ

گفت هیچی

گفتم هیچی نداریم. چرا حرفتونو می‌خورید آقای ش.ف؟ مشکلی دارید راحت بگید.

گفت نمی‌خورم. آخه چرا انقد حساسی عزیز من؟ ناراحت نشو.

بعد یه لحظه دنیا وایساد. نه به خاطر اینکه از من خوشش میاد یا من ازش یه وقتی خوشم میومد یا هرچی. به خاطر اینکه دلم نمی‌خواد دوستیمون با چیز دیگه‌ای قاطی بشه. گفتم من حساس نیستم!!!!!!!!

دلم می‌خواست بهش بگم عزیز تو هم نیستم.

دلم می‌خواست تو بودی میومدم بهت می‌گفتم می‌رفتی یقشو می‌گرفتی که به چه حقی به جان من میگی عزیز من. بعد دیدم تو که نیستی اینجا پیشم. به فرض هم که بودی. آنقدر منطقی و معقولانه با قضیه برخورد می‌کردی که. نگرانم که یه وقت اونی که میاد «یار» من نباشه. خبری از اون عشق نابود کننده نباشه. یه دوست داشتن نرم و ولرم و صورتی. اون عشقه تیز و گرم و طلاییه. آنقدر تیز که با نگاه کردن بهش قلبت پاره میشه. اره دیگه می‌ترسم. می‌ترسم از ظاهرم قضاوتم کنی. می‌ترسم من از ظاهرت قضاوتت کنم. من می‌ترسم قبل از تو به یه آدم اشتباه دل ببندم. نگرانم که عوض بشم. مثل این چند ماهی که از شروع دانشگاه میگذره و من واقعا عوض شدم. به وضوح.

یاور من،

یادم نیست تو نامه‌های قبلی اشاره کردم که دلم می‌خواد مثل اون آهنگ تیک تاک باشیم یا نه. اون آهنگش که دو نفر بودن تو یه اکیپ عاشق هم بودن ولی به کسی نمی‌گفتن که مشکل پیش نیاد. از کل آهنگ این بیشتر روم تاثیر گذاشت. دو نفری عاشقن که جلو جمع چشاشونو رو هم میبندن

  • dabs
  • يكشنبه ۱۰ دی ۹۶

۶۲۴

انتقام. می‌گیریم.

  • dabs
  • شنبه ۹ دی ۹۶

به حضرت عباس بزنم بلاکش کنما

اولین دعوا. اگه میتونسم با لگد میومدم تو دماغت بلوط. که این دفعه بهونه‌ی واقعی داشته باشی واسه عملش. یه بار دیگه اینجوری به من استرس وارد کن تا همه عکساتو پخش کنم :)

  • dabs
  • جمعه ۸ دی ۹۶

622

علی الحساب ناله پست میکنم. 

خب این از بلوط.

حرفی ندارم بزنم.

اون از کینگ ممد.

چشه با من؟!

مرتیکه هار وحشی

اصلا نباید از اول انقد بهش محل میدادم که پررو شه.

از من به شما نصیحت. به دوستای دانشگاهتون وابسته نشید. بهشونم محبت نکنید. بذارید همینجوری معمولی بمونید

  • dabs
  • جمعه ۸ دی ۹۶

خیلی مستقیم

حالا که کلیر و دیلیت کردی نمی‌خوام دوباره پی‌ام بدم. بهتره حرفا رو اصلاح نکنیم و بذاریم هر برداشتی شده همون‌جوری بمونه. تموم شد دیگه. دیگه از ته قلبت مایه نذار و اعصابتو خرد نکن

آها از تو اسپسیفیک هم یادت نره آدرسو برداری.

یه چیز دیگه هم یادم اومد. صبز توی ۲۵ سالگی بلوط هیچ جایی نداره.

تمام.

  • dabs
  • جمعه ۸ دی ۹۶

620

And that's how a relationship ends

نقطه هم نداره تهش

  • dabs
  • جمعه ۸ دی ۹۶

619

- دروغ میگی؟

+ نه. بدم میاد کسی فک کنه دروغ میگم

- منم بدم میاد کسی فک کنه خرم. وقتی دوستت میگه از فلانی خوشت میاد تو غلط میکنی میگی نه من از فلانی خوشم نمیاد از فلانی پریم خوشم میاد.

+ اروم باش حالا

  • dabs
  • پنجشنبه ۷ دی ۹۶

۶۱۸

نظرارو چک نمی‌کنم. وبلاگایی که دنبال می‌کنم رو چک نمی‌کنم. فقط سریع چیزی که تو ذهنمه رو می‌نویسم. من می‌دونم که از من خوشش نمیاد ولی همین فکر کردن به اینکه ممکنه یکی دوستم داشته باشه خیلی لذت بخشه. امیدوارم چیزی نگه. حداقل نه الان. الان خیلی بچه‌اس. نه که من چیزی غیر از این باشم ولی واقعا نکرانم

  • dabs
  • پنجشنبه ۷ دی ۹۶

617

سوزش

سوزش چشم از اشک

سوزش صورت از داغی

سوزش ته قلب از ناراحتی

  • dabs
  • چهارشنبه ۶ دی ۹۶

۶۱۶

دلم می‌خواد دست کسایی که میشناسم رو بگیرم. دست خیلی حس منتقل می‌کنه. بعد یهو اسلام وارد میشه و میگه نهههههه

  • dabs
  • سه شنبه ۵ دی ۹۶

۶۱۵

دیدن نسترن که عاشق شده و داره پشت سر هم ذوق می‌کنه... نمی‌دونم بگم دوست داشتنی بگم چندش بگم حسدبرانگیز... نمی‌دونم چی بگم. فقط اینکه نگرانه نکنه این استوری منظورش من باشم. نکنه از این جملم برداشت غلطی بکنه. نکنه فک کنه پستای چنلم مربوط به یکی دیگس. این فکرها شیرین و دردناکه. من ک تجربش نکردم. تا یه مرحله پیش رفتم و بعد دیدم دختر این پسر از تو متنفره. هیچ برخوردی با هم ندارین. ادامه نده

  • dabs
  • دوشنبه ۴ دی ۹۶
کل ایرانو کل خاور میانه رو کل جهانو کل نسل انسانو بشوریم بره