۱۶ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

576

{در حین نوشتن این متن «بهت گفتم-ابی» در حال پخشه.}

خاطرات روزای قبل از روز اول دانشگاه رو باید نوشت یا مسخره میکنن؟ بشین اینجا برات تعریف کنم. اشکالی نداره که یه بار شرح کامل رو به صورت ویس تو تلگرام شنیدی.

{یه وقفه ی دوساعته افتاد بینش. داشتم با رقیه و فاطمه و هاله و محمد هم زمان حرف میزدم!}

بابا رو سر پل چمران پیاده کردیم که با تاکسی بره سر کار. بمیرم واسه بابام. شرمنده ما مثه شما پولدار نیستیم یه دونه ماشین داریم فقط :)) بعد از تو امام خمینی انداختیم بریم سمت خمینی شهر. این خیابون و خیابون اتشگاه در مسابقه ی طولانی ترین خیابون ممکن در جهان رقابت دارند.

همم خسته شدم

از اینجا به بعدشو تو ویس گوش کن :)

 

پ.ن ثمین با تو نبودم اون تیکه ی پولدارو فقط چون مهارت طنز نویسیمو زده بودم مقدماتی به نظر باید تمرین کنم یکم :|

که فک کنم خیلی نرم ریدم

  • صبا
  • سه شنبه ۲۸ شهریور ۹۶

575

غزل حالش بده. میخوایم با غزل و هاله بریم مدارک و پرونده هارو بگیریم به امید خدا شروع کنیم واسه ثبت نام مجازی. 

ثمین هم که انگار دیگه رفته. این ثمین درس خون فیلسوف. نمی‌دونم به انسانیا چی میگن. ماها می‌شیم مهندس و دکتر اونا چی میشن؟

  • صبا
  • يكشنبه ۲۶ شهریور ۹۶

574

خانم اثرگذار رتبه یک ایندمون :)

دابل قلب :)

مرسی که وسط اون همه خر بازی و احساسات پیچیده تو مستقیم و واضح بودی رفیق جانم

  • صبا
  • شنبه ۲۵ شهریور ۹۶

573

مکانیک صنعتی

  • صبا
  • جمعه ۲۴ شهریور ۹۶

572

کاش بمیرم

  • صبا
  • جمعه ۲۴ شهریور ۹۶

571

{بدتر از اینکه دیگه همو دوست ندارن و هنوز با هم زندگی میکنن اونه که هنوز موقع دیدنش دلم واسش ضعف میره ولی دیگه نمیتونم باهاش زندگی کنم.}
اینا رو 2 سال و نیم پیش از خانم ع. شنیدم. بعد از 2 سال هنوزم دلش واسه اقای س. تنگ میشه. مطمئنم.

  • صبا
  • پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶

570

حالا که صحبت کاپ دادنه بذار منم کاپ بهترین دلداری سال رو بدم به تو ثمین خانم مهربون :)

رفتن یه فعله. مثه اومدن. خوابیدن. راه رفتن. شلوغش نکنید که آهااای رفت. رفت که رفت. به درک. همون بهتر گورشو گم کنه.

  • صبا
  • پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶

569

امان از دلتنگی واقعا. از من کمی مونده به 18 ساله رو تا مادربزرگ 70وچند سالم درگیر و غم زده میکنه

  • صبا
  • پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶

568

خب منم دلم میسوزه دیگه. حق ندارم؟ اخه ادم وقتی خواب یکیو میبینه بعد فرداش دوستش عکس با حلقشو برات فوروارد میکنه...

  • صبا
  • چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶

565

شاید اون واسم تجلی فرزانه است. فرزانه ی دور. فرزانه ی دوست. دلم براش تنگ شده ها، ولی از اون حس ستایش بی منطق بعد از حرف زدنامون متنفرم. و از بزرگتر بودنش متنفرم. و اون خیلی واسم عزیزه.

  • صبا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۹۶

563

شبه... همه خوابن و من دارم کار میکنم. اگه خدا بخواد این یکی یه شغل دائمی بشه

  • صبا
  • پنجشنبه ۱۶ شهریور ۹۶

562

دلتنگ بلوط خانم مهربونمون...!

#بلوط گوسفند با ادبم

  • صبا
  • دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۶

۵۶۱

وقت خوابه

آماده ای گریه کنیا ولی دوستت پی ام می‌ده و اشک رو گونه برمی‌گرده تو چشم:)

  • صبا
  • سه شنبه ۷ شهریور ۹۶

560

دنیای غریبیه. تو این ور صفحه نشستی احساساتتو ابراز میکنی، بحث سیاسی میکنی، بحث اجتماعی میکنی، اون ور صفحه یکی دیگه نشسته داره با یه چهره ی بی حالت میخونه بعدم برات ایموجی میفرسته و چتو دیلیت میکنه. زیر لبم میگه ول نمیکنه ادم پیله

  • صبا
  • جمعه ۳ شهریور ۹۶

559

برام سواله
یکی اگه بخواد پشتم حرف بزنه
منو جزو دسته ی خز و خیلا طبقه بندی میکنه یا معمولیا یا شاخا؟
اصن دسته ی معمولیا داریم؟

  • صبا
  • جمعه ۳ شهریور ۹۶

558

رفیق اونه که جلوی دوستشو واسه کار احمقانه انجام دادن بگیره
و بگه بیا دوتایی انجامش بدیم :))
 
پ.ن در جهت اینکه همه ی دوستام گفتن این پسره ی زشت داغون کیه تو ازش خوشت اومده

کسری

  • صبا
  • چهارشنبه ۱ شهریور ۹۶
کل ایرانو، کل خاور میانه رو، کل جهانو، کل نسل انسانو بشوریم بره