۳ مطلب با موضوع «تصمیمات فالان» ثبت شده است

عمقی

از حال این روزا ننویسم که فقط گریه و زاریه. ولی از تصمیمم می‌تونم بگم. به رافا و نگار گفتم حواستون بهم باشه. دیگه می‌خوام تماسم رو باهاش قطع کنم. و سپس جناب دستیار کارگردان اومد تو کانون و گقت راستی بچه‌ها دوشنبه تمرین تئاتر جدیده ساعت چهار و نیم اینجا باشین. و ما سه تا این شکلی شدیم :) از این لبخند معمولیا نه ها. از اینا که از شدت سوختگی کاری جز لبخند زدن نمی‌تونی بکنی. نتیجتا این که من خیلی کم کانون میرم از این به بعد. کلاسامم کامل میرم. امتحانامم می‌خونم.

  • صبا
  • دوشنبه ۲۱ آبان ۹۷

۱۰۰۱

تصمیم گرفتم یه گور بابای دنیا هرروز صبح جلوی آینه به خودم بگم و در حالی که قربون صدقه‌ی خودم میرم رژمو بزنم و با لبخند راهی بشم. نمیخوام بگم نمیذارم، ولی سعی می‌کنم نذارم چیزی حالمو بد کنه. و من تو این دنیا غیر از خودم کیو دارم که حواسش بهم باشه (باشه یه عده هستن ولی شما برای sake موضوع بی‌خیال شین) در نتیجه با خودم مهربونم و بوس به خودم اصن.

  • صبا
  • جمعه ۱۳ مهر ۹۷

۹۱۷

خب با تشکر از نظراتتون :| ما کتاب رو خریدیم. 

تصمیمات جدید:

ما قراره سیسی رو کنار بذاریم و تمام.

ما قراره همینجوری به انتظار مستر پرفکت بشینیم و ترجیح می‌دهیم تو دانشگاه نباشه در نتیجه مستر پرفکت معلوم نیست چجوری می‌خواد ما رو پیدا کنه.

ما قراره درس بخونیم.

  • صبا
  • شنبه ۲۷ مرداد ۹۷
کل ایرانو، کل خاور میانه رو، کل جهانو، کل نسل انسانو بشوریم بره