۱۰ مطلب با موضوع «نامه هایی به همسرم» ثبت شده است

به تو

شاید باورت نشه ولی حتی الانم که از درد نمیتونم تکون بخورم و سرگیجه و حالت تهوع داره دیوونم میکنه دلم واسه تو تنگ شده.

  • دٙبور
  • چهارشنبه ۱۳ تیر ۹۷

۶۴۴

عزیزم

زندگی چندان هم عجیب نیست. ان آینده‌ی روشنی که در شریف میدیدم دور ولی هنوز قابل دسترس است. دیگر نیکتای پاره (!😂) را ملاقات نخواهی کرد، دوستانی بهتر از آن دارم. همچنان در غم‌های عمیق فرو می‌روم اما نیازی به تو نیست. یعنی اگر باشی که قدمت سر چشم ولی اگر نباشی هم آسمان به زمین نرسیده. مراقب خودم هستم. شاید این فایده‌ی ۱۸ سالگی است. کم کم به خودم توجه می‌کنم. بحث توجه شد، حمایت و محبت غیر را دیگر به آسانی قبول نمی‌کنم. خودم برای خودم کافی هستم. بله هنوز منتظر تو هستم که بیایی و بخوانی تیک ما مایند ان تیک ما پین. ولی در این زمان بمی و خش دار بودن صدایت دیگر چندان مهم نیست. مطمئنم هرجور باشی برایم زیباست. 

سوال مهم اینجاست که صبا، اژدهای بنفش کندذهن لبخند به لب، در هر شرایطی برایت زیباست؟

  • دٙبور
  • دوشنبه ۲ بهمن ۹۶

۶۲۵

یار من، گوش کن

اومد گفت الان واقعا می‌خوام بهت توهین کنم

گفتم یعنی چ

گفت هیچی

گفتم هیچی نداریم. چرا حرفتونو می‌خورید آقای ش.ف؟ مشکلی دارید راحت بگید.

گفت نمی‌خورم. آخه چرا انقد حساسی عزیز من؟ ناراحت نشو.

بعد یه لحظه دنیا وایساد. نه به خاطر اینکه از من خوشش میاد یا من ازش یه وقتی خوشم میومد یا هرچی. به خاطر اینکه دلم نمی‌خواد دوستیمون با چیز دیگه‌ای قاطی بشه. گفتم من حساس نیستم!!!!!!!!

دلم می‌خواست بهش بگم عزیز تو هم نیستم.

دلم می‌خواست تو بودی میومدم بهت می‌گفتم می‌رفتی یقشو می‌گرفتی که به چه حقی به جان من میگی عزیز من. بعد دیدم تو که نیستی اینجا پیشم. به فرض هم که بودی. آنقدر منطقی و معقولانه با قضیه برخورد می‌کردی که. نگرانم که یه وقت اونی که میاد «یار» من نباشه. خبری از اون عشق نابود کننده نباشه. یه دوست داشتن نرم و ولرم و صورتی. اون عشقه تیز و گرم و طلاییه. آنقدر تیز که با نگاه کردن بهش قلبت پاره میشه. اره دیگه می‌ترسم. می‌ترسم از ظاهرم قضاوتم کنی. می‌ترسم من از ظاهرت قضاوتت کنم. من می‌ترسم قبل از تو به یه آدم اشتباه دل ببندم. نگرانم که عوض بشم. مثل این چند ماهی که از شروع دانشگاه میگذره و من واقعا عوض شدم. به وضوح.

یاور من،

یادم نیست تو نامه‌های قبلی اشاره کردم که دلم می‌خواد مثل اون آهنگ تیک تاک باشیم یا نه. اون آهنگش که دو نفر بودن تو یه اکیپ عاشق هم بودن ولی به کسی نمی‌گفتن که مشکل پیش نیاد. از کل آهنگ این بیشتر روم تاثیر گذاشت. دو نفری عاشقن که جلو جمع چشاشونو رو هم میبندن

  • دٙبور
  • يكشنبه ۱۰ دی ۹۶

466

ای بهترین دوست !

سلام جان من امیدوارم احوالاتت بسیار خوب باشد . نامه این دفعه درباره ی من است . درباره ی جنس من. زنان . که در طول تاریخ به انوع و اقسام حیوانات تشبیه شدیم ، به خیانت و جفا و دورویی و نیرنگ متهم شدیم ، ناقص العقل خوانده شدیم ، جزو مایملک جنس تو شمرده شدیم و قبل از تجربه ی جهان زنده به گور شدیم . چرا بهترین دوست تو یک دختر نیست ؟ چرا بهترین دوست من یک پسر نیست ؟ چرا قبل از عاشق و معشوق بودن دوست هم نیستیم ؟

بدتر از حس مالکیت شما حس خود برده پنداری هم نوعانم است. 

همین

  • دٙبور
  • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶

391

جانان من !

دیری است یاد تو از خاطرم رفته است . اینجا هوای بهار هم بی تو سرد است . اما تو میدانی که من از هوای گرم متنفرم نه؟ همه ی آهنگ های مستر آدره رو پاک کردم . فقط چیزی که به مذاقم خوش نمی آمد نه به دلیل دیگر .

ای جوراب خاکستری !

در نبود تو چیز های زیادی فهمیدم . مثل اینکه نباید خیلی هم منتظر تو ماند . نه که ارزش نداشته باشی . نه . فقط خیلی خیلی ... نمیگم خسته ... بی حوصله ام . اگر من هم مثل بقیه ی 18 ساله ها ناله کنم ، چه کسی دنیا را نجات دهد ؟

ای ارزش گذار بر عقاید متغیر من !

هنوز که همانجا مانده ای ؛ ولی وقتی آمدی نبینم آریانا ها و جنیفر ها را دوست داری . کمی عقلت را از چشمانت بیرون بکش . ولی حق داری بریتنی رو دوس داشته باشیا منم دوسش دارم :) . عرض می کردم . اگر از حال من می پرسی که عجیبم . لحظه ای شاد و آرام و لحظه ای بعد از درون خودم را سرزنش میکنم ولی هم چنان در ظاهر شادم . کم کم حس های بد از درونم به بیرون تراوش میکنند . خب غمگین می شوم . فکر های احمقانه ای به سرم می زند که حتی به خودم هم نمی توانم بگویم چه برسد به تو و بقیه . نه آنگونه افکاری که تو فکر می کنی . درباره ی مرگ و دیگر چیز ها .

ای معمولی تر آرزوی من !

بیا معقول باشیم . هیچ کدام پرفکت نیستیم . کاش اونجوری که فکر می کردم بودی . از دردودلا سو استفاده نمی کردی . رازدار بودی . فقط برای من حرف می زدی . اپن بوک من و میستری بقیه . کاش کسی بودی که میشد با تو فیلم دید . کاش همان طور که جلوی بقیه آنکامفتبل وقت فیلم دیدن هستم پیش تو نباشم . کاش مثل فریناز و همسرش از 18 سالگی با هم بزرگ شیم و بعد باهم ازدواج کنیم . که مثل همه ی زوج هایی که می شناسم معمولی و حوصله سربر نباشیم .

راستی از کالوین هریس بدت بیاد لطفا

مرا میشناسی خداحافظی نمیکنم

پ.ن یه روز میگم بیا اینارو بخون

تو با یه علامت تعجب می پرسی مطمئنی

و من با لبخند میگم میخوام منو بهتر بشناسی

و بعد تو توی یه دفترچه یادداشت هرچی از اینجا یاد گرفتی رو می نویسی که یادت بمونه

  • دٙبور
  • شنبه ۲ ارديبهشت ۹۶

182

و خواهشا اگر ایرانی نیستی نامت elliot باشد دلبندم

  • دٙبور
  • پنجشنبه ۱۴ مرداد ۹۵

175

جان من !

اینجا همه چیز خوب است . جز نبود تو در این دوران غم دیگری به من نمی رسد . این روز ها برای رسیدن به ارزوهایم تلاش می کنم . ولی نه آنقدر سخت که از خود راضی باشم . شاید هم هنوز «گرم» نشده ام ! به هر حال روزگار بی تو می گذرد .

پرنس ویلیام من !

نامت را هم اکنون از هرچه هست به یکی از پنج گزینه ی زیر تغییر ده

مهزیار

ماکان

مایکل

جان اسنو

هیراد

دیگر اینکه در این دوران درس و اضطراب کنکور فشار بسیاری روی من است جای تو خالی است که برای من رفع اشکال کنی و به من مشاوره بدهی و به فانتزی های من بخندی .

  • دٙبور
  • دوشنبه ۷ تیر ۹۵

چگونه با من اشنا خواهی شد

اول از تو خوشم یاد
بعد ازت متنفر میشم
دوباره دوستت خواهم داشت
برام تکراری میشی
نسبت بهت بی تفاوت میشم

چه زندگی بدی خواهیم داشت:(
  • دٙبور
  • شنبه ۲۰ تیر ۹۴

35

همسر گلم

امروز اصلا حال خوبی نداشتم . از صبح سرگیجه ی شدید داشتم . کجایی که مرا ببوسی و من بهبود یابم ؟ وتو برایم بخوانی

تیک ما مایند اند تیک ما پین

و من به نقاشی هایی که منتظر از تو کشیده شوند فکر کنم

همسر جان

بهتر است هر چه سریعتر پیدایت شود چون که من اینجا به طور سینگلانه ای تنها نشسته ام و به دست هایت فکر میکنم که وظیفه دارند بزرگ و مهربان و زیبا باشند . مانند دست های ان پسر مهربان در دوچرخه سواری فرزانه اینا . 

تیپس : کادو های کوچک 1000 تومانی برایم بخر . هر بار که به دیدنم می آیی

  • دٙبور
  • سه شنبه ۲ تیر ۹۴

23

شوی من !
سلامی به پاکی صورتت که هیچ گاه ته ریش های دوست داشتنی ام روی ان ها پدیدار نمیشود
اینجا حال همه ی ما خوب است . مادرم فردا امتحان دارد و خواهرم گوشی ام را دزدیده و در عکس های تو سیر میکند
عزیزم !
این نامه یک نامه ی کوتاه است که به تو درمورد ازدواجمان نصیحت های کوتاه و مناسبی می دهد . ماشین عروسی ما هرگز شاسی بلند نخواهد بود . یا یک ماشین کروک جور میکنی یا این جیگر را برای من از یکی از دوستانت که احتمالا نمیشناسی قرض میگیری . دست بجنبان و با او رفیق جان جانی شو
مهربانم !
امروز صبح د فرست تایم را به دانلود رسانیدم و تو باید مثل ان پسر خوشگل دماغت سر بالا باشد
بسیار نامه ی لوسی بود میدانم
در غم عمیقی فرو رفته ام
مرا بیرون بکش
  • دٙبور
  • دوشنبه ۱۸ خرداد ۹۴
کل ایرانو، کل خاور میانه رو، کل جهانو، کل نسل انسانو بشوریم بره