این هفته به بهترین نحو ممکن تموم شد. هفته‌ی جنگ بالاخره تموم شد. اما چجوری. اینجوری که من از صبحش سگ دپ بودم، امتحان دینامیک رو گند زدم و آخر شب هم زدیم شیشه‌ی کانون بچه‌های آسمان رو شکوندیم :) دلم می‌خواد بنویسم بگم چی شد و چرا من بعدش با علیرضا برگشتم خونه ولی واقعا حس ندارم و بالاخره بعد از پنج روز تمام اعصاب خردی و بدو بدو بالاخره دارم یه نفس راحت میکشم.

پ.ن مهدی گفت ب.ایی ما ساعت اداری نداره :))