این پست رو که یادتونه.

بارون. خوابی که دیده بودم. اتوبوس. ساعت هفت شب. تاریکی. چشمای قهوه‌ایش. واسش خوابمو سانسور شده تعریف میکنم.

به حامی گفتم جدیدا خیلی حساس شدم. گفت آدم عاشق که میشه همینجوری میشه دیگه. گفتم نـــــــه. عشق نه. دوسش دارم فقط. گفت صبا با خودت روراست باش. عاشقش شدی.