۱-

+شامت یخ کرد.

- بذار همونجا. کارم تموم شد می‌خورم.

۲-

ضدنورش توی مسیر خوابگاه.

۳-

- سوار ماشینش شدین؟

+ اینجوری نشو دیگه.

- ببخشید ولی من ناراحت میشم.

۴-

کنارش روی مبل. رنگ چشماش تو تاریکی‌.

۵-

روی من به طرف دیگه‌اس. به دستم میزنه. برمیگردم. با نگاه می‌پرسه واقعا به اون موضوع فکر کردی؟ می‌خندم میگم نه.

رومو برمی‌گردونم. به دستم می‌زنه. این دفعه بلند میگه ولی بهش فکر کردی که انقدر داری قطعی حرف می‌زنی. میگم آره و بهت‌زده میمونه.

 

پ.ن اینکه محبتای از سر رفاقتش رو به چیز دیگه‌ای برداشت کنم تهِ نامردیه. نمی‌گم که اون موقع که داشتم گریه میکردم چی شد. یا چجوری می‌گفت هیچ وقت سیگار نکش. یه سری چیزا به عنوان یادگاری پیش آدم میمونه تا وقت درستش برسه. تو این مورد خاص، هیچ موقع اون وقت درست نمیرسه‌. نقطه