کتاب پرفورمنس آرت از احمد دامود رو گرفتم براش. اولش نوشتم کمک کن تا شبح باشم مه آلود و گم اندر گم/ کنار سایه‌ی قندیل‌ها در غار رویایت. به خاطر اینکه خوابمو دیده بود. زیرشم صبا. پاییز ۹۷. گذاشتمش تو کیفش و وقتی زیپو بستم همه چی برام تموم شد. با حسی که داشتم خدافظی کردم که نشم یکی مثل پری، مینا، غزال یا مریم... چقدر دختر دورشن که دوسش دارن. من کیم. من واسش مثل پو واسه منم. الان که ازم تشکر کرد واسه کادو حوصلم ته کشید دیگه. تموم شد همه چی. هی میگم تموم شد. تموم نشده ولی باید تموم شه.

امروز که حالش بد بود گفتم چی شده بیا حرف بزنیم. گفت هیچی دهنم درگیره. گفتم باشه... و مری اومد آرومش کرد. همیشه مری آرومش می‌کنه. مهم نیست من چیکار کنم. خستم دیگه. همه. چی. تموم. شد.