عجب صدای داغونی داره میاد . از کجاس؟ اه . چرا مامان بلند نمیشه خاموشش کنه؟ دلم نمیخواد چشمامو باز کنم .بالاخره بعد از 13 ساعت درس خوندن تونستم یکم بخوابم . داشتم یه خواب خوب میدیدم . خواب میدیدم  بالاخره دانشگاه قبول شدم یادم نمیاد کدوم دانشگاه ولی یادمه خوشحال بودم و در تمام خوابم یه جفت چشم مشکی بود که داشت به من لبخند میزد . انگار مامان رفته . اه . باید چشمامو باز کنم و صدای این اهنگ راکی که میاد رو قطع کنم . میخوام گریه کنم خدا

چرا یه بالش بنفش زیر سرمه؟ ما که روبالشی بنفش نداشتیم . شاید مامان تازه خریده و دیشب وقتی من خواب بودم عوضش کرده . شایدم من دوباره دارم جفنگ میگم :)) اها ! صدا درست از بغل گوشم میاد . از این ساعتی که روی یه میز کنار تختمه . میزارمش زیر بالشم صداش کم شه . هنوز منگم . باید برم سر درسم . ساعت 6 ونیمه . یه صدا میگه برگرد بخواب دیشب دیر خوابیدی . چه صدای خوبیه . منم به حرفش گوش میدم ...

هنوزم خوابم میاد ولی فکر کنم دیگه لنگ ظهر شده . بلند شو صبا . یادته دیروز از عزم و اراده با بابات حرف میزدی؟ وقتشه به خودت و به مامان بابات ثابت کنی که خیلی در تصمیماتت پایداری و الان اراده ی این رو داری که از بالش جدید بنفشت دل بکنی و بری ، با اینکه تابستونه . 123 پاشو

یه زندگی جدید در انتظارته