تیتر خبر ها

با امیرحسین حرف زدم

فاطمه و ماجده واسه من سر معادلات جا نگرفتن

خداوند تقاص کارشونو پس داد

فاطمه نشست کنار منصوری

علی عرب علی میرزایی رو خاروند :|

تو پردیس علی گفت منصوری اومده تو مسجد با من و سید که خواب بودیم عکس گرفته که بگه با ما خوابیده

بعد من خندیدم

و سید زد تو سر علی

و حیثیتم رفت خدافظی کردم زود رفتم

نگار گفت فک میکرده رفعتی ازش خوشش میاد و الان که من گفتم دوس دختر داره خیلی خوشحال شده

امیررضا از یکی خوشش اومده