دیشب چندتا اتفاق افتاد. اول کامل غلامی چیزی که نوشته بودمو خوند و ازش تعریف کرد. بعد با پویا دعوام شد و گفت به جای اینکه بقیه رو متهم کنی یه کم به رفتارای خودت فکر کن. بعدم نمره ی اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) اومد.

احساسات پیچیده ای دارم الان. در عین حال هم خیلی خیلی خوشحالم و به خودم افتخار میکنم هم ناراحتم و هم به شدت عصبانیم و فک میکنم که به فارسی سخت بتونم جفت پاهای چوبی اون مرتیکه رو بشکنم :)