همسر جان

خواب دیدم بهش میگم من این کارو نکردم بهم تهمت نزن لطفاً. نمی‌خوام بهت بی‌احترامی کنم. یکی اینکه _ نمی‌خوام بگم دلیل اولم چی بود. یکی اینکه بزرگترمی یکی اینکه دوست دارم و یکی اینکه رفیقمی. بعدش دعواش شد با بسیج و داشت برمیگشت بره جوابشونو بده که من جلوشو گرفتم و بغلش کردم و آروم شد و اونم بغلم کرد و سرمو گذاشتم رو سینش و سرشو گذاشت رو سرم و سرمو بوسید.

همسر جان 

ببخش به من اینو لطفاً عزیزم. از عهده‌ی من خارج بود. زمان دیدن این خواب تحت تاثیر مخدرهای قوی بودم (کدئینو میگم بله واسه من قویه) و خواب بیمارگونه‌ای دیدم.